حوادث

درگیری مرگبار زباله‌گردها در مهرآباد

برخورد دو سیم زباله به آنها فرصت مرگ پایان یافته است.

به گزارش تی تی آنلاین ، حوالی ساعت 8 عصر روز اول شهریورماه امسال ، خبر درگیری خونین بین دو جمع آوری زباله که توسط ساکنان زرند در میدان 45 متری محله مهرآباد در 110 مرکز اخیر نمایشگاه منتشر شده است ، گزارش شده و پس از آن مأموران پلیس مهرآباد جنوبی ارسال می شوند به صحنه آنها جسد مرده را دیدند که بر زمین افتاده بود.

مشخص شد و فرد مصدوم ، لحظه به لحظه توسط خدمات اورژانس به بیمارستان منتقل شده و سپس گفته شد که وی بر اثر خونریزی شدید درگذشت. از این رو ، زمان دیگری برای تحقیقات در مورد قتل رسیده و مورد سرکوب کامل قرار گرفته است.

رهبران زمینه تحقیقاتی را آغاز کردند که در آن صحنه جرم و جنایت شهود را مورد بررسی و سؤال قرار داد. با توجه به این ، به همراه شاهدان شاهزاده ها ، شما قربانی جنگ و اضافه های آن هستید و هنگام عبور از جاده زباله های قدرتمند دیگری را دیدم. ناگهان قربانی سقوط کرد و درون سطل زباله دیگر فرار کرد. چند متر از آن به طور ناگهانی در حال سقوط است ، جایی که در تصادف ماشین فرار کرده بود. اگرچه مجروح شد ، از زمین بلند شد و هنوز در حال دویدن است. او در حال حاضر چاقو را پیدا کرد که صحنه هنوز در جستجوی پلیس است.

در حالی که برای تعیین هویت پرواز سریع و تحقیق خواهد بود ، مطابق با وحدت چیز ، مردان جسور ، و با عجله به سمت طناب فرار از عواقب مدافع هویت نام مألّه جنوبی مهرآباد در زمینه تحقیقات رفتند. از داشتن یا دانستن این امر ، اجازه دهید وی را دریافت کند این مرد با هماهنگی مقام قضایی ، کاپیتان و به خانه کاپیتان متهم آغاز شد. وقتی سران صحنه و همسر مأموران متهم ، و آنها در را باز كردند و ادعا كردند كه شوهرش در خانه نیست. اما رهبران وارد خانه مرد میانسال و حكم دادگاه شدند و او را دستگیر كردند ، او در پشت حمام خانه خود پنهان شد. اما در صورت مشخص بودن اثرات سر ، صورت ، شانه و پای چپ دستگیری وی.

برای اینکه متهم ، بعد از آن او را به کلانتری منتقل کند و مردی هم وجود نداشته باشد که این سؤال را مطرح کند ، آیا این شرارت بوده است؟ وی گفت قربانی زباله ها را در من جمع می کند و به من گفت که یک دسته سیم را در زمین به او بدهید. به او گفتم كه سیم من را ندارم و می توانید کیسه زباله را ببینید. اما او به صورت مشت کرد ، و از من ، درگیری شد. چندین بار او را مشت کردم و فرار کردم.

متهم علت فرار پس از تصادف را بیان کرد: “ترسیدم که مقتول دوباره مرا کتک بزند. این همان چیزی است که من دیدم و بعد از تصادف فرار کرد. وقتی شما خوابیدید ، شنیدم که می گویم او چاقو و خون گرفته است.” بنابراین من را ترساند. و هنگام ورود به خانه

و دانش ، علیاکم پیشگیرانه تأیید می کند که مرکز مرکز تهران بزرگتر به شما گفته است ، و به دست کلدانیان است ، و متهم کارآگاهان علیکام اداره از دهم تا یک تفاهم است ، باید به حالت جستجوگر تحقیقات جنایی از شکوه تا طولانی در آن انجام شود.

پیام آخر

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا