فرهنگ و هنر

ماجرای یک خاکریز – تی تی آنلاین

“بسیاری از موتورسواران بولدوزرهای iekrāvējus را انتخاب کردند و گفتند که آنها می خواهند مردم برای شهادت داوطلب شوند. “احمد ، او به رهبر مردم گفت كه دو یا سه نفر را بیاورید ، و با تو در مقابل جلوی زره ​​پوش قرار دهید ، به سرعت به سمت چپ حركت كنید ، و حق تأسیس ، از چهره آنها است و به سمت آن می رود كه ندیده است ، و یك خاكستری قادر به پیوستن به خاکریز نیست.”

به گفته تی تی آنلاین یحیی نیاز نویسنده و محقق مرکز تحقیقات دفاع اسناد است. وی در کتاب خود “Like you you (شهید استاندارد احمد کاظمی)”) نزدیک به آغاز فصل پنجم ماه رمضان تحویل iekrāvējus می نویسد و ساخت بولدوزرهای جنگنده های سپاه هنگام مسافرت را انجام می دهد. نه گرم شدن قبل از تقسیم نیروها ، به گونه‌ای که زندگی قلعه کویر ، حفر یک خندق ، در مرحله اول قرار داشت. همت حاج احمد از شرق از غرب است و قدرت نیروهای او به اردوگاه ، تصور می شود که او انجام داده است ، شروع ضرب و شتم بر روی خاکریزی ، خاکریزی ، ادامه پیوستن به معاملات مثلث اول با کارهای ساختمانی نزدیک قلعه. او به رانندگان تاریک می رسید و هر روز صبح پشت فرمان می نشست ، مدتی کار می کرد.

وزن زخمهای شهادت تنها کسانی نیستند که باید تحمل کنند. 100 متر وسط دو دکل مجبور بود هوا را پاک کند. 100 متر کارآفرینان عراقی برای محافظت از کیلومتر باقیمانده تبعیض خوب بین خراب کردن سدها. یک طرف ، در این مکان قرار دارد که گلوله گلوله به آن اصابت می کند. هر دوی آنها با یک توده نفوذ متصل شده اند ، در صورت بسته شدن آن ، اگر نیکوکار راه بسته شود ، و گرم شدن آن باید بسته شود. احمد ، منابع گرد و غبار ، به عنوان یک جفت فنجان با خون به دنبال راهی برای پوشاندن فاصله صورت است ، به اندازه ای که او راه می رفت ، با یک سکته مغزی نخوابیده است. او نمی توانست ، اما نمی توان لمس کرد. سپس به زره و بچه ها. چند راننده Iekrāvējus بولدوزرها را انتخاب کرد و گفت که او می خواست مردم به شهادت داوطلبانه بپردازند. احمد برای دو یا سه مرد مسلح به طور کلی ، سریعتر گرم شدن قبل از حرکت به سمت راست و بالا بردن بانک گرد و غبار پرده برای ارتکاب خودمان.

دومی که یک ساعته بود راننده ناپدید شد و از لودر سقوط کرد. جایی را پر نکنید. ، با آب فرزندان خود ، که دور ایستاده اند ، پاشیده می شود. سپس او قادر به تشویق خیریه در پشت چرخ خواهد بود. در چند دقیقه برای تعیین وزن توپ ضربه خورده است. جمع شود و به آن خستگی که درایو و مصدومان برمی گرداند فرستاده شود. دیگران ، دوباره ، خاکریز را شکستند. در مجموع 10 کیلومتر طول خاکریز ، که (9) 900 متر در ساعت 8 شب ، اما 100 متر باقی مانده است 5 ساعت در روز طول می کشد. به هر دو سخت کوشی متصل است و در آخرین ساعت ظهر تسلیم شد. “احمد آه از حالت تسکین بیرون زد و کمی از دو سکو آرام گرفت که از سمت چپ طبقه بیرون آمد.”

پیام آخر

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا