دانلود رایگان کتاب هفت گناه کشنده در معامله گری

نویسنده : روث بارونز روزولت

در کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس به نویسندگی روث بارونز روزولت که به همت تیم مجموعه بورصدا تهیه و تولید شده است خواهید شنید که بسیاری از اصول معامله گری ساده و قابل فهم هستند.
اما جنبه ی ذهنی و روانی آن ها آسان نیست. بیشتر معامله گران گاه حاصل زحماتشان به باد می رود و شکست می خورند. اگر اصول درست معامله گری را یاد بگیرید می توانید اثر خوبی بر کسب و کارتان بگذارید.
گناه به معنای تَعَدّی از اصول خوب معامله گری است و هفت گناه کبیره که انتخاب کرده ایم عبارت اند از: ترس، طمع، بی مبالاتی، کمال گرایی، غرور، خشم و ناشکیبایی.

مطمئنأ در عالم معامله گری، گناهان دیگری هم وجود دارد اما آنقدر کشنده نیست که فرد را از درجه ی هستی ساقط کند.

فصل اول

غلبه برگناه ترس

در فصل اول کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس می شنوید که ترس احساسی ضعبف کننده است. ما از ترس هایمان حذر می کنیم و برای همین اتفاق هایی که ممکن است بیافتد را در خیال می پرورانیم.
ترس ابتدا عزم ما را وسپس خودمان را ضعیف می کند.ترس یکی از احساساتی است که از آینده نشأت می گیرد و این موضوع ما را در موقعیتی دشوار قرار می دهد، چون در این حالت تنها دو گزینه
پیش رو داریم: اقدام یا دست روی دست گذاشتن.

روث بارونز روزولت نویسنده کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس معتقد است برخی از معامله گران پیوسته میان ترس و هیجان در نوسانند، برخی دیگر چه قبل
از آغاز معامله و چه حین انجام معامله همواره با ترس دست و پنجه نرم می کنند.عده ای از معامله گران نمی توانند واکنش هایشان را کنترل کنند، عده ای دیگر نمی دانند
چگونه باید با رویکردی نظام یافته اقدام کنند. برخی دیگر اسیر ترس می شوند و شکل معامله گری شان غیر قابل کنترل و پس از مدتی ترسشان به نوعی از افسردگی تبدیل می شود،
در اینجاست که بورس را به طور کلی کنار می گذارند.

در این کتاب صوتی خواهید شنید که هشدار های درونی تان را بنویسید و بعدا به آن ها رجوع کنید، سپس ببینید کدام یک از هشدارهای درونی در نهایت به نوعی پیش بینی صحیح منجر شده
و کدامشان فقط ترس بیهوده بوده اند. با این روش می توانید کم کم به واکنش های درونی تان اعتماد کنید. نویسنده این کتاب صوتی اعتقاد دارد، بینش، حاصل ذهن ناخودآگاه است.
ضمیر ناخودآگاه شریک موفقیت های بزرگ است، زیرا می تواند برای ذهن خودآگاه نیم کره چپ مغز فکر کند.

اغلب معامله گران احساساتی از قبیل وحشت، هراس، خوف، دستپاچگی، تشویش و تردید را تجربه کرده اند. این احساسات ناخوشایند به قصد ایجاد هشدار برای
خطری غریب الوقوع در بدن ایجاد می شود. این خطر می تواند واقعی یا زاییده تصورات باشد و عکس العمل ما در برابر این احساس، فرار، مبارزه و میخکوب شدن است.
در کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس خواهید شنید که یکی از پادزهر های ترس، اشتیاق است.

اشتیاق تفکر ذهن را از آنچه نمی خواهیم رخ دهد بر می دارد و به سوی چیزی می برد که می خواهیم رخ دهد. برای جهت دادن به تمرکز باید در نوع سوالی که
از خودمان می کنیم دقت داشته باشیم و هنگام معامله اگر ندای درون به ما گفت اگر ضرر کنی چه می شود،
با صدایی بلند بگوییم اگر سود کنیم چه می شود؟ به این ترتیب به جای احساس ترس ناشی از باخت، احساس به انتظارِ برد نشستن را تجربه می کنیم.

به یاد داشته باشید با گذشت زمان و تکرار اقدام که بزرگترین سلاح شما در مبارزه با ترس است، شدت احساس ترستان کاهش می یابد.
روث بارونز روزولت نویسنده کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس معتقد است هنگام معامله تنها چیزی که باید از آن پرهیز کنید این است که تحت تاثیر افکارتان نباشید
و اجازه ندهید در تله ی شک و تردید بیفتید. از خودتان به جای سوالات منفی سوالات مثبت بپرسید و به یاد داشته باشید شهامت از روی عادت شکل می گیرد و با تکرار اقدامات
جسورانه، دفعات بعد برایتان آسان تر می شود. به این ترتیب قوی می شوید و اجرای نقشه هایتان آسان تر می شود.

در عالم معامله گری، زمان فکر کردن همان وقتی است که می خواهید وارد معامله شوید. معامله گری، یعنی روز کاری تان را به آخر برسانید و هر روز نسبت به روز قبل پرقدرت تر شوید.
در این کتاب صوتی می شنوید که شاید شما از تجربه ی کافی برخوردار باشید، اما به سابقه ی برد هم نیاز دارید. یکی از روش های رسیدن به این سابقه ی برد انجام تمرینات ذهنی
در زمان مناسب است. از اشتباهاتتان برای پیشرفت و موفقیتتان استفاده کنید و هنگامی که معامله ای را با موفقیت انجام دادید خودتان را تشویق کنید.

زمانی به معامله گری روی بیاورید که معامله گری را یک سرمایه گذاری هیجان انگیز و لذت بخش ببینید.

فصل دوم

غلبه برگناه طمع

در فصل دوم از این کتاب صوتی می شنوید که طمع، نوعی خواستن بیش از اندازه است. هرگز سیراب شدنی نیست و هر اتفاقی بیفتد باز هم راضی نیست.
توجه داشته باشید در برخی موارد اندکی طمع خوب است چون ریسک، به مقداری طمع و اشتیاق نیاز دارد و شما را به حرکت وا می دارد.
در کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس خواهید شنید که نقطه ی مقابل طمع، قناعت است. در معامله گری باید قید چیز باارزشی را بزنید تا چیز ارزشمندتر دیگری به دست آورید.
به یاد داشته باشید طمع ما را کور می کند و فقط چیزی را می بینیم که دلمان می خواهد ببینیم.

روث بارونز روزولت معتقد است معامله گرانی که بازار را سرشار از فرصت می بینند نیازی ندارند عاجزانه به معامله چنگ بزنند، چون فرصت بعدی را در چند قدمی خود می بینند.
وقوع رویداد های تصادفی، به ما می آموزد که نمی توانیم در خرید و فروش سهام زیاده روی کنیم. نباید اجازه دهیم طمع ما را وا دارد که خارج از دامنه ی سرمایه گذاری مان دست به خرید و فروش سهام بزنیم.
در این کتاب صوتی آمده است که برای کنترل طمع فهرستی از اقداماتی را تهیه کنید که نشانگر طمع سرزده شما در معامله گری است. اقداماتتان را فهرست وار بر روی کاغذ بنویسید و
عبارات تاکیدی و تلقینی به کار ببرید تا این عبارات ترکیبی، به بخشی از وجودتان تبدیل شود.

 

فصل سوم

غلبه بر گناه بی مبالاتی

در فصل سوم از کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس آمده است که ریسک پذیری یکی از اجزاء موثر در معامله گری است، اما ریسک غیر ضروری به هیچ عنوان درست نیست.
برخی از معامله گر ها ریسک پذیرند و از هیجان ناشی از ریسک مالی لذت می برند. آن ها ریسک را در محدوده ی خطر می پذیرند، نه بیشتر از آن. برخی دیگر از معامله گر ها این
تجارت را تنها برای تجربه کردن هیجان انجام می دهند اما این که سود مستمرکسب کنند بسیار بعید است. در کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس آمده است، برای این که در معامله گری
دچار تشویش نشوید باید چهارچوب حفاظتی داشته باشید. یکی از انواع چهارچوب های حفاظتی، اعتماد به توانایی هایتان در راستای مدیریت وضعیت های مختلف است.

نویسنده کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس معتقد است، بیشتر معامله گر های تازه کار بورس را به چشم یک قمار می بینند و کوچکترین درکی از احتمالات ندارند. آن ها هرگز نمی فهمند
برد و باختشان به هیچ وجه تحت کنترل خودشان نیست. اگر می خواهید بی مبالات نباشید و با بورس قمار نکنید لازم است از استراتژی استفاده کرده، احتمالات را با دقت محاسبه کنید و ریسک پذیر باشید.
یکی از باور های مفید این است که با خود بگوییم از استراتژی های معامله گری ام اطمینان دارم و برای کسب درآمد معامله می کنم نه هیجان.

فصل چهارم

غلبه برگناه کمال طلبی

در فصل چهارم از این کتاب صوتی خواهید شنید که معامله گری بازی احتمالات است و شما به عنوان یک معامله گر، مصلحت طلب هستید نه یک کمال طلب.
منشأ های کمال طلبی : 1. منتقد درونی 2. خشم 3. ترس 4. درست و غلط

بهترین عملکرد شما این است که بدانید بیشتر از ظرفیتتان کاری از شما ساخته نیست و اگر تمام تلاشتان را برای یک معامله کردید، همان کفایت می کند.
روث بارونز روزولت معتقد است معامله گران کمال طلب به دنبال این هستند که ببینند چه کاری را غلط انجام داده اند تا اصلاحشان کنند. این کار منجر می شود که به جای
این که تمرکز روی نقاط قوت باشد، روی نقاط ضعف شود.

این حرف که ما هیچ کنترلی بر روی معاملاتمان نداریم حقیقت ندارد. تنها چیزی که ما روی آن کنترل نداریم رفتار بازار است.
ما نمی توانیم آینده را کنترل و بر آن چیره شویم، اما شاید بتوانیم اثر کوچکی داشته باشیم.

زمانی که به دنبال کمترین اسپرد در فارکس هستید، قطعا با عناوینی همچون بروکر با اسپرد صفر برخورد خواهید داشت. این حساب‌های معاملاتی توسط بروکرها ارائه شده که تفاوتی بین قیمت پیشنهادی و درخواستی نداشته یا اسپردهایی نزدیک به صفر دارند.

 

فصل پنجم

غلبه بر گناه غرور

در فصل پنجم از کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس آمده است که اگر در معامله غرور داشته باشید مطمئن باشید که هم پولتان و هم اعتماد به نفستان را از دست می دهید.
از آنجا که معامله گری با احتمالات سروکار دارد و فاقد هرگونه قطعیت است، ممکن است برخی اطلاعات را درست حدس بزند که همین اتفاق باعث می شود خودش را بیش
از حد دست بالا بگیرد و این امر بسیار برای یک معامله گر خطرناک است.معامله گران موفق همیشه منتظر برنده شدن هستند و از خودشان انتظارات مثبتی دارند.
به یاد داشته باشید دو احساس قدرتمند در معامله گری، ترس و اشتیاق هستند.

در کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس می شنوید که در معامله گری شما باید با وضوح کامل به احتمالات بیندیشید. لازمه ی این کار این است که تمام وقت سرگرم تصویر ذهنی خود نباشید.
در زمینه ی معامله گری، باید بتوانیم احتمالات را به روشی بسیار دقیق ارزیابی کنیم.معامله گر ها پیوسته در حال تصمیم گیری هستند که از چه استراتژی پیروی کنند. آن ها
در لحظه ی تصمیم گیری اطلاعات چندانی ندارند چون آینده بر هیچ کس معلوم نیست.

اعتماد به نفس کاذب ادراک ما را دچار تحریف می کند و موجب می شود سرنخ هایی را که نشان می دهد در این معامله اشتباه کرده ایم را نادیده بگیریم.
نویسنده این کتاب صوتی معتقد است ما باید به روش های کاری مان اعتماد داشته باشیم. با ذهنی باز معامله کنیم و بدانیم معامله گری بر اساس احتمالات است و همین احتمالات برایمان کافی خواهد بود.

فصل ششم

غلبه بر گناه خشم

در فصل ششم از کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس خواهید شنید که خشم جزء پدیده های همیشه حاضر معامله گری است. گاهی بازار و گاهی کارگزاران و گاهی معامله گران دیگر باعث خشممان می شوند.
ما باید به آرامی و تعلل با خشم برخورد کنیم.کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس می گوید اگر از احساساتتان آگاه باشید می توانید پیام خشم را دریافت کنید و اقدام موثر در برابر این احساس را انجام دهید.

اگر خشمتان را انکار و سرکوب کنید، دچار افسردگی و ناخوشی های جسمانی می شوید و هرگز نمی توانید پیام خشم را درک کنید اما اگر هنگام خشم آن را بروز داده و عکس العمل نشان دهید،
در این حالت شما تحت تاثیر احساساتتان هستید و کوچکترین قدرتی برای تفکر و معامله گری ندارید. نهایتا می توانید خشم خود را به رسمیت بشناسید، آن را ببینید و برایش برنامه ریزی کنید.

هنگامی که خشمگین می شوید، نفس عمیق بکشید و سعی کنید آرام صحبت کنید. به آینده نگاه کنید و از خودتان بپرسید این موضوع یک ماه بعد چه اهمیتی دارد.

فصل هفتم

غلبه بر گناه ناشکیبایی

در فصل هفتم از این کتاب صوتی خواهید شنید که بسیاری از معامله گرها به خاطر ناشکیبایی در معامله دچار خطا و اشتباه می شوند. آن ها فورا وارد یک معامله و یا از آن خارج می شوند.
تحلیلگر ها معتقداند معامله گری به همان اندازه که به قیمت ها مرتبط است با زمان هم ارتباط دارد. بعضی ها فکر می کنند با معامله گری می توان یک شبه پولدار شد، اما مطمئن باشید
با این دیدگاه به سرعت پولتان را از دست می دهید.

در معامله گری باید صبور بود و آنقدر صبر کرد تا یک معامله با احتمال برد بالا بیابیم روث بارونز روزولت معتقد است طمع باعث می شود
بسیاری از معامله گر ها ناشکیبا باشند. اگر شما دنیا را جای محدودی ببینید که در آن ثروت کافی وجود ندارد، دچار بی قراری در کسب ثروت می شوید. اما اگر بدانید دنیا سرشار از ثروت و
فرصت است احساس بی قراری و طمع از شما گرفته می شود. در آن زمان است که می توانید در انتظار سود بنشینید.

او معتقد است که اگر در استراتژی تان استمرار داشته باشید بعد از مدتی احتمالات بر وفق مراد شما پیش می رود. پس با انتخاب یک استراتژی مناسب، پذیرفتن حقایق و صبور بودن به
سمت سودهایی که سزاوارش هستید پیش بروید.اگر در استراتژی تان اشتباه کردید، با شهامت به اشتباهتان اعتراف کنید و راهی برای تغییر پیدا کنید. معامله گری که به استراتژی اش
اطمینان قلبی دارد، هیچ گاه ناشکیبایی نمی کند و با اطمینان کامل هر کاری را در وقت خودش انجام می دهد.

فصل هشتم

اقدام متعادل کننده

در فصل هشتم از کتاب صوتی هفت گناه کبیره در بورس خواهید شنید که یک معامله گر نمونه کسی است که بتواند علاوه بر مدیریت احساسات افراطی معامله گری،
میان ویژگی های احساسی تعادل برقرار کند. یک معامله گر نمونه در ذهنش اهدافی دارد و برای مدیریت مالی خود اصول پایداری دارد.

او می داند هیچ شرایطی تا ابد پایدار نیست و باید با احتیاط عمل کند. و در آخر در این کتا صوتی می شنوید که معامله گر نمونه وظیفه شناس است و
بر روی اهدافش متمرکز می شود و مهمتر از همه از خودش مطمئن است، همچنین درباره ی خودش و تجارتش باورهای مفید دارد.

نویسنده : خلاصه کتاب را در زیر بخوانید

با توجه به اینکه اکثر معامله گران اشتباهاتی را متحمل می‌شوند که سبب کاهش سود و حتی زیان رسیدن به سرمایه‌ی آن‌ها می‌شود، ما در این مقاله سعی می‌کنیم خلاصه کتاب هفت گناه کبیره در بورس را تالیف نماییم و در مورد اشتباهات رفتاری در زمان معامله صحبت کنیم و به دنبال راه‌حل  و کنترل این خطاهای روان‌شناختی باشیم.

حتما بخوانید: ۷ تیپ شخصیتی معامله گران در بورس

عوامل شخصیتی معامله گران متضرر در کتاب هفت گناه کبیره در بورس:

  1. ترس
  2. طمع
  3. بی مبالاتی
  4. کمال طلبی
  5. غرور
  6. خشم
  7. ناشکیبایی

حال ما می‌خواهیم با توضیح هر یک از این عوامل شخصیتی که معمولاً معامله گران متضرر با آنها دست‌وپنجه نرم می‌کنند به بهبود رفتار شخص معامله‌گر کمک کنیم:

۱ترس در معامله گری

ترس در معامله‌گری به این شکل مطرح می‌شود که افراد، ترس از شروع یک معامله دارند، به‌گونه‌ای که ذهن فرد بیشتر با ترس از ضرر کردن درگیر می‌شود تا اینکه به کسب پول فکر کند. در کتاب هفت گناه کبیره در بورس نوع دیگری از ترس، مبارزه کردن بیان‌شده است؛ وقتی فرد در معامله به مرحله‌ی ضرر می‌رسد با  قبول نکردن ضرر، همچنان سرمایه‌ی خود را افزایش می‌دهد و بازهم ضرر می‌کند اما دست از مبارزه نمی‌کشد و این باعث می‌شود سرمایه‌اش رفته و رفته کمتر شود.

راه‌های غلبه بر ترس

سعی کنیم با ایجاد اشتیاق در خود، احتمال به وجود آمدن ترس را از بین ببریم. برای مثال اگر در ذهنمان سؤالی ایجاد شد مثل اگر ضرر کنم چه؟ آن را با سؤال دیگری مثل اگر سود کنم چه؟ جایگزین کنیم. یا به‌جای اینکه از خود بپرسیم ایراد من چیست؟ از خود بپرسیم چطور می‌توانم بهتر شوم؟ همین موضوع ساده، به حد زیادی می‌تواند در غلبه بر ترس ما در معامله گری کمک کرده و اعتمادبه‌نفس مناسب برای انجام معامله را ایجاد کند.

همچنین ما باید به‌محض ایجاد ترس آن را نابود کنیم، همچنان که ما در هنگام عبور از خیابان همیشه احتمال دارد تصادف کنیم، ضرر در معاملات نیز کاملاً به همین شکل است و امکان آن وجود دارد اما صد در صد اتفاق نمی‌افتد. پس ما باید سعی کنیم با داشتن یک استراتژی مناسب و مدیریت ریسک معقول بتوانیم بر آن غلبه کنیم. هر شغلی‌ هزینه‌ای برای به سود رسیدن دارد و معامله‌گری نیز از این قاعده مستثنا نیست، اگر ما ضررهایی را که در بازارهای مالی متحمل می‌شویم  مانند یک هزینه در نظر بگیریم در این صورت بهتر می‌توانیم بر ترس خود غلبه کنیم، در ضمن با داشتن یک حد ضرر و سیو سود مناسب عملاً در معاملات ریسک خریدمان را بسیارکم کرده‌ایم پس نباید ترسی برای از دست دادن سرمایه برای ما وجود داشته باشد.

حتما بخوانید: ۲۱ پاراگراف برتر کتاب از طمع تا وحشت

۲طمع در معامله گری

طمع در کتاب هفت گناه کبیره در بورس، نوعی خواستن نامتعادل مطرح‌شده است، میل وافر و افسار گسیخته‌ای که هرگز سیراب شدنی نیست. این عامل در افرادی که آگاهی کامل ندارند باعث می‌شود، با شنیدنِ به سود رسیدن افراد دیگر و اخبار خوب در یک بازار مالی طمع کرده و بدون آگاهی، سرمایه خود را در بازار وارد کنند و با نداشتن اطلاعات کافی  و مدیریت سرمایه نامناسب، بازار آسیب مالی بزرگی را برای این افراد ایجاد می‌کند. نوع دیگری از طمع، کور شدن معامله گران است که باعث می‌شد ضرر را اصلاً در نظر نگیرند و ریسک زیادی را برای دریافت سود بسیارکم قبول کنند، در هنگام خرید تحلیل مناسبی نداشته باشد و فقط برای سود، خرید انجام دهند.

راه‌های غلبه بر طمع

پیوسته بکوشید از پنجره وفور نعمت به دنیا نگاه کنید. وفور نعمت و فرصت را در اطرافتان تشخیص دهید و از آن قدردانی کنید، در عین حال در انتظار بیشترین باشید. قناعت داشته باشید و به سیو سود قانع باشید، زیرا کسب تمام سودها در بازار عملاً کار غیرممکن و غیرحرفه‌ای است.

به این مفاهیم دقت کنیم که ما نمی‌توانیم کل سود بازار را داشته باشیم و بازارهای مالی عمر طولانی دارند و ما هیچ‌وقت از این بازارها عقب نمی‌مانیم. شما هنگامی‌که سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی را انتخاب می‌کنید، عملاً  شرایطی ریسکی را برای خود و سرمایه‌تان در نظر می‌گیرد، نباید به‌گونه‌ای باشد که ریسک غیرضروری را متحمل شویم و در انتها با  زیان روبه‌رو شویم. معامله‌گری را صرفاً برای لذتش و بدون هیچ تحلیلی انجام ندهیم و به این‌گونه برخورد نکنیم که سرمایه گذاری می‌کنم حالا ببینیم چه می‌شود؟

بی‌مبالاتی در معامله گری

در کتاب هفت گناه کبیره در بورس، راه‌های غلبه بر بی‌مبالاتی این‌گونه بیان‌شده‌اند: بهترین و عملی‌ترین کار این است که بدون دانش در بازار مالی وارد نشویم و ابتدا مطالعه‌ی مناسبی در حوزه آموزش بورس داشته باشیم و سپس وارد بازار مالی شویم.

یک منطقه ایمن برای سرمایه خود ایجاد کنیم به‌اصطلاح تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نگذاریم و علاوه بر آن سبد، سهام منطقه با ریسک بالا و ریسک متوسط (بورس، بازار مالی)، ریسک پایین (اوراق مشارکت ،صندوق‌های با درآمد ثابت) داشته باشیم.

حتما بخوانید: چگونه سرمایه خود را در ۳ سطل مدیریت کنیم؟

  • اگر در ابتدای راهِ معامله‌گری بودید و تازه آموزش‌دیده، سعی کنید با سرمایه کم وارد شوید و بعدازاینکه نرخ معاملات شما مناسب شد، سرمایه اصلی خودتان وارد کنید.
  • معاملات خود را بی‌طرف انجام دهید و به‌اصطلاح مانند یک ربات عمل کنید و بدون تعصب و امیدواری به رشد یک سهم زیان ده به حد ضرر خود پایبند باشید.
  • معامله‌گری، هرگز یک بازی کامل نبوده و نیست معامله‌گری بازی احتمالات است. همین و بس!

کمال طلبی در معامله گری

در کتاب هفت گناه کبیره در بورس به ما گفته می‌شود که شما پایه‌های طرح معامله‌گری‌تان را بر احتمال بنا می‌کنید، همین طور نقش‌هایتان را روی سکوی احتمال به اجرا درمی‌آورید، نه کمال. شما به‌عنوان معامله‌گر یک مصلحت طلبید، نه کمال طلب؛ مانند فردی که دنبال این است تمام استراتژی خرید را آموزش ببیند و از همه آن‌ها برای خریدوفروش خود استفاده کند، این کار غیرممکن است و باعث سردرگمی شما در معامله‌گری می‌شود و هیچ استراتژی خریدی وجود ندارد که فاقد ریسک برای معامله‌گری باشد.

راهکارهای غلبه بر کمال طلبی

خویشتن پذیر باشیم. شما فکر می‌کنید اگر خودتان را همان‌طور که هستید بپذیرید، استاندارهایتان را زیر پا گذاشته‌اید و درنتیجه در ورطه‌ی حد وسط یا بد بودن سقوط کرده‌اید!! اما روند ماجرا اصلاً به این شکل نیست! هر چه بیشتر خودتان یا رفتارهایتان را غیرقابل‌قبول بپندارید، ایجاد تغییر در خودتان و رفتارهایتان دشوارتر می‌شود، ممکن است در وضعیتی که باب میلتان نیست گیر بیفتید و همیشه در آن بمانید.

بر روی نقاط قوت خود تمرکز کنید، زیرا توجه زیاد به نقاط ضعف باعث می‌شود که عملکردتان در معاملات نیز به همان شکل تضعیف شود، یک راهکار آموزشی در این قسمت این است که رفتار و نقاط قوت خودتان را در معاملات در طول روز بنویسید و این کار در بلندمدت باعث می‌شود که قدرت فرد در این بخش افزایش یابد.

حتما بخوانید: رفتار معامله گران در هنگام ریزش بازار بورس

غرور در معامله گری

غرور ناشی از خیره‌سری است. زمانی که معامله‌گر فکر می‌کند تمام شرایط معامله را تحت کنترل دارد بر او عارض می‌شود و او از صد در صد موقعیت و توانایی‌هایش مطمئن است، در این اعتمادبه‌نفس کاذب خودش در معرض خطا و سرنگونی قرار دارد. در کتاب هفت گناه کبیره در بورس آمده است که غرور زمانی رخ می‌دهد که معامله‌گر می‌خواهد توانایی‌های خودش را با یک معامله درست به دیگران نشان دهد که ناشی از خودکم‌بینی فرد درگذشته می‌باشد. زمانی که شرایط بازار صعودی باشد وارد معامله شود به دلیل وضعیت موجود در بازار اکثر معاملات را که باز می‌کند برای او سود آورست که این امر باعث ایجاد غرور در آن شخص می‌شود.

راه‌های غلبه بر غرور

اعتمادبه‌نفس خوش‌بینانه داشته باشیم، در ذهن خود باورهای مثبت ایجاد کنیم. قصد لجبازی و شکست بازار را نداشته باشیم و با تحلیل پیش برویم و طبق استراتژی که درصد برد مناسبی را دارد، عمل کنیم، تصویر ذهنی مناسب ایجاد کنیم. اگر ماورای تصویر ذهنی عمل کنیم ناخودآگاه خودمان را در تصویر ذهنی‌مان پایین می‌آوریم. در آغاز پایان روز کاری در مکانی آرام بنشینیم و خودمان را حین معامله تجسم کنیم، اگر در طول روز خطایی از ما سرزده زمانی را صرف نشستن و تجسم حالت صحیح آن عملیات کنیم. در پایان روز اگر خوب معامله نکرده‌ایم، معاملات روز را در ذهن مجسم کنید، اما این بار به طرز صحیح و بدون خطا.

معامله‌گری باخشم کورکورانه، بهترین راه برای از دست دادن پول و خود فرسایی است. بازار کوچک‌ترین اهمیتی به احساسات  و موقعیت شما نمی‌دهد. درست همان‌طور که باران اهمیتی به برنامه‌ی پیک‌نیک شما نمی‌دهد، باد هم اهمیتی نمی‌دهد که موهایتان را تازه شانه‌زده‌اید یا از آرایشگاه آمده‌اید.

حتما بخوانید: علل روانشناختی نفروختن سهام زیانده در بازار بورس

خشم در معامله‌گری

در کتاب هفت گناه کبیره در بورس بیان شده که خشم در معامله‌گری می‌تواند به این شکل هم نمود پیدا کند که فرد خاصی به شما سیگنال خرید یک سهم را می‌دهد. ولی شرایط طبق گفته آن شخص پیش نمی‌رود و فرد موردنظر با ضرر روبه‌رو می‌شود. در این صورت فرد باخشم قصد برخورد با آن فرد را دارد یا یک رفتار دیگر معامله گران وقتی‌که شرایط معامله آن‌گونه که مدنظرشان است پیش نمی‌رود شروع می‌کنند به رفتارهای نامناسب که عموماً این رفتارها دامن‌گیر افراد نزدیک او می‌شود و زندگی او را تحت تأثیر می‌گذارند. این اتفاقات، روز بعد در معاملات این شخص تأثیر گذاشته و نمی‌تواند عملکرد مناسبی را داشته باشد.

راه‌های غلبه بر خشم

وقتی شما معامله گری را به چشم یک فرایند یادگیری بی پایان می‌بینید می‌توانید چیزی بیاموزید، دلیلی برای خشمگین شدن وجود ندارد. در عوض، هر ضرر فرصتی است برای ارتقای مهارت و بهبود فرآیند و درنهایت بهتر شدن شما.

کتاب هفت گناه کبیره در بورس به ما می‌گوید وقتی در چندین معامله با ضرر روبه‌رو شدیم رفتارهایمان به‌گونه‌ای نباشد که قصد جنگیدن با بازار را داشته باشیم و از استراتژی خریدمان خارج‌شده و به فکر شکست بازار شویم. ما باید به این‌گونه عمل کنیم که بازار را مانند یک جریان رودخانه در نظر بگیریم و سعی کنیم در جهت حرکت آب شنا کنیم.

حتما بخوانید رفتارهای گله ای در معاملات بازار سرمایه

ناشکیبایی در معامله گری

ناشکیبایی بسیاری از معامله گران را به خطا وا می‌دارد، آن‌ها عجولانه وارد معامله یا از آن خارج می‌شوند. این امر مدل معامله‌گری را بی‌اثر می‌کند و احتمالات را در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد. مانند راننده‌ای که در هنگام عبور از چراغ‌قرمز صبری برای اینکه چراغ سبز شود را ندارد و به همین دلیل جریمه می‌شود، در بازار مالی نیز به این شکل است، افراد به سیو سود خود پایبند نیستند و زودتر از معامله خارج‌شده و سود خود را از دست می‌دهند.

راه‌های غلبه بر ناشکیبایی

نشستن و انتظار کشیدن خسته‌کننده می‌شود. برخی از معامله‌گرها، اقدام را تنها به‌صرف لذتش دوست دارند. برخی دیگر باید حتماً معامله انجام دهند تا احساس کنند زنده‌اند. آن‌ها عاشق هیجان‌اند، اما متأسفانه گاهی بیش‌ازحد هیجان‌زده می‌شوند. قانون۸۰/۲۰ می‌گوید،۸۰ درصد سود در ۲۰ درصد معاملات به دست می‌آید. ما باید ابتدا کشف کنیم آن ۲۰ درصد معاملات کدام است و بعد به سمت آنها برویم.

موفقیت نیازمند تعهد است، باید به تمامی جنبه‌های معامله گری (از تحقیق تا اجرا) متعهد باشیم. نمی‌توانیم  همینطور و بدون برنامه وارد شویم و معامله کنیم، همچنین نمی‌توانیم هر وقت دلمان خواست معامله کنیم، باید هرروز رأس ساعت معین با آمادگی کامل سر میزمان حاضر شویم. معامله‌گری یک شغل و حرفه است، به قول معروف یک معشوقه‌ی حسود است. به توجه و انضباط نیاز دارد. اگر شما ناشکیبا هستید، نمی‌توانید مشکلتان را حل  کنید و میگویند وقتی به چیزی متعهد می‌شویم، کائنات در راستای ما بسیج می‌شود.

حتما بخوانید: شرطی‌سازی معامله گری در ضمیر ناخودآگاه

بهترین راه برای شناخت عوامل روان‌شناختی حاکم بر خودتان تشخیص گناهان فردی‌تان است:

برای این کار تشخیص رفتارها و حالات فکری خودمان عمل بسیار مهمی است؛ زیرا انسان عموماً میل به تکرار این رفتارها دارد و این امر در دنیای معامله‌گری نیز اتفاق می‌افتد و فرد اشتباهاتش را به شکل متوالی تکرار می‌کند.

در این قسمت از مقاله من به شکل خلاصه تعدادی از این رفتارها را که ممکن است در شما نیز اتفاق افتاده باشد، آورده‌ام که شما می‌توانید هر کدام‌یک از آنها را که در موردتان صدق می‌کند، علامت بزنید.

  • عجولانه اقدام کردن
  • سرباززدن از انجام معامله
  • تغییر متوالی استراتژی
  • نداشتن یک استراتژی امتحان پس داده
  • معامله‌گری با پول قرضی
  • عدم پذیرش ضرر
  • بی‌دقتی در سفارش گذاری
  • جنگیدن با بازار
  • ملامت دیگران
  • عدم طرح نویسی
  • بدبین بودن به آینده بازار
  • به‌کار بستن روش که جواب نمی‌دهد
  • و سایر

در بین مواردی که علامت زده‌اید ۷ مورد را که بیشتر بر روی شما تأثیر می‌گذارد انتخاب کنید. این هفت مورد، هفت گناه کبیره‌ی شخصی شماست. آن‌ها را درجایی یادداشت کنید و در پی راه‌حل برای غلبه بر این موارد باشید و در پایان باورهای مفید و مثبت را یادداشت کنید.

نتیجه‌گیری

در ابتدای امر سعی کنیم که یک استراتژی خرید داشته باشیم که در آن‌همه‌ی موارد ازجمله نقطه‌ی ورود، حد ضرر و سیو سودِ مشخص داشته باشیم تا این عوامل رفتاری بر ما تأثیر نداشته باشند. طرح نویسی داشته باشیم و در زمان معامله کاملاً طبق طرح خودمان عمل کنیم و بعد از پایان هر معامله‌ی درست آورده‌هایی را که از این معامله داشتیم بنویسیم و ببینیم که کدام‌یک از این ۷ عامل در شما بروز کرده‌اند و شما نتوانسته‌اید به شکل درست عمل کنید، پیشنهاد من به شما این است که حداقل این عمل را یک سال به‌طور مداوم انجام دهید، به طور حتم نتیجه‌ای بسیار مناسب برای شما خواهد داشت. در معامله بیشتر تمرکز داشته باشیم که کارایی داشته باشیم یعنی کار درست را انجام دهیم و صرفاً به دنبال اثربخشی یعنی کسب سود از بازار نباشیم.

ضمن تشکر از اینکه وقت گران‌بهایتان را صرف خواندن این مقاله کرده‌اید، امیدوارم تأثیر مثبتی بر روی شما گذاشته باشد. منتظکتاب هفت گناه کشنده در معامله گری

کتاب هفت گناه کشنده در معامله گری تالیف روث بارونز روزولت، به معرفی هفت ویژگی شخصیتی می پردازد که منفعت معامله گری را با اخلال مواجه می کند. اگرچه، تنها شناختن رفتارها و تمایلاتی که دست یابی به بهترین نتایج در معامله گری را ناممکن می کند، کافی نیست؛ باید بتوانید آنها را دگرگون کنید. شما می توانید رفتارها و نگرش های سد راهتان را تصحیح کنید . این کتاب به شما کمک می کند رفتارها و باورهای نادرست و احساسات برانگیزنده آنها را بشناسید. سپس در مسیری قرار می گیرید و تمایلات ذاتی تان را به گونه ای دگرگون می کنید که در نهایت منجر به ایجاد رفتارهای معامله گری موثر شود. فهرست: 1. ترس 2. طمع 3. بی احتیاطی 4. غلبه بر گناه و بی نقصی 5. غرور 6. خشم و غضب 7. گناه ناشکیبایی و بی صبری

در این کتاب می خوانبد

ترس ( اهمیت حس کنترل-ترس و صدای درون-جنگیدن- جایگزین نمودن ترس با علاقه و….)طمع ( مفهوم بزرگ بینی -پادزهرهای طمع و….) بی احتیاطی (ئهیجان و اضطراب -اعتماد به نفس-و….)غلبه بر گناه بی نقصی (ترس- اهمیت کنجکاوی و….) غرور (غرور محافظ شخصیت کاذب -انزجار از ضرر و ….)خشم و غضب (ئداستان معامله گر عصبانی -جنگیدن با مارکت و…..) گناه ناشکیبایی و بی صبری (ئیک دید تنگ نظرانه به دنیا-رفتارهای مفید مورد انتظار و….

مشخصات

کتاب هفت گناه کشنده در معامله گری

نویسنده: روث بارونز روزولت

مترجمان : محمود نجفی نژاد – سیده محدثه موسوی

ناشر :چالش

شابک:۶-۱۳-۷۷۷۵-۶۲۲-۹۷۸

مقدمه

بورس ساده است ولی آسان نیست!
در بازار بورس، با پول به عنوان سمبل اعتماد به اقتصاد، احساس خود نسبت به اوضاع آتی سهام و کالاها را خرید و فروش می‌کنیم. واضح است جایی که با «اعتماد» و «احساس» داد و ستد شود نمی‌تواند عقلایی باشد. به همین خاطر اصل علیت در این بازار حاکم نیست.

فعالیت در بورس یک کار عظیم روانی است. استرس و تنش روانی در آن قابل مقایسه با فینال مسابقات جهانی است. با این تفاوت که قدرت عضلانی در اینجا کارایی ندارد و قدرت روانی لازم دارد. برای موفقیت در این بازار باید خود را مانند یک قهرمان ورزشی تمرین دهید. با مداومت روی عملکرد بالای روانی خود کار کنید.

بسیاری از معامله‌گران با تجربه و سرمایه‌گذاران مجهز به دانش‌های تخصصی، اغلب ناراضی هستند. و نمی‌دانند چرا راهی به موفقیت مطلوب نمی‌یابند. در این کتاب حرف‌های جدیدی است و مطلب را از آنجایی آغاز می‌کند که در سایر کتب بورسی معمولا در آن نقطه پایان می‌یابد. یعنی افکارمان، مدت‌هاست که ثابت شده موفقیت از ذهن آغاز می‌شود و در همانجا به پایان میرسد.

بسیاری از معامله‌گران با تجربه و سرمایه‌گذاران مجهز به دانش‌های تخصصی، اغلب ناراضی هستند و نمی‌دانند چرا راهی به موفقیت مطلوب نمی‌یابند در این کتاب حرف‌های جدیدی است و مطلب را از آنجایی آغاز می‌کند که در سایر کتب بورسی معمولا در آن نقطه پایان می‌یابد یعنی ” افکارمان”
مدت‌هاست که ثابت شده موفقیت از ذهن آغاز می‌شود و در همانجا به پایان میرسد.

ر نظرات شما هستم و حتماً آن‌ها را می‌خوانم.

ویرایش

عزیزالله جهانی مقدم

 

دکمه بازگشت به بالا